روانشناس روانى یا روانى روانشناس؟!

دلم سوخت

دلم سوخت برای اون دختر بچه ی سه ساله ی چشم آبی که فکر کرد زیادیه و خودشو از پنجره پرت کرد پایین

دلم سوخت برای اون مامان بابایی که تا در خونشونو نزدن و خبر مرگ دخترشونو بهشون بدن هنوزم مشغول دعوا بودن

و دلم سوخت برای خودم که این چیزا رو دیدم و فهمیدم ولی خودمو زدم به نفهمی

 

   + هلن ; ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٢۸
comment نظرات ()