روانشناس روانى یا روانى روانشناس؟!

از سر نو

از در که وارد شد زیر نظر گرفتمش

هر یک قدم که بر میداشت خم میشد و یه چیزی از رو زمین بر میداشت

تا بالاخره رسید بهم

ازش پرسیدم چی از رو زمین بر میداشتی؟

گفت افکارم که داشت از شکافای سرم میریختو جمع میکردم میذاشتم تو سرم دوباره

پرسیدم به چی فکر میکردی؟

گفت به فکر

گفتم به کجا رسیدی؟

گفت به اولش

اینو گفت و دوباره خم شد و فکرشو برداشت و گذاشت تو سرش و یه قدم دیگه برداشت

....

پ . ن : هیچی برای اضافات ندارم

ولی برای افاضات شاید

   + هلن ; ۳:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۸
comment نظرات ()